امروز: سه شنبه 28 شهریور 1396
تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند. فعالیت های سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد
یکی از اصول حقوق بین‌الملل که در ادبیات سیاسی کاربرد زیادی دارد، اصل عدم مداخله در امور داخلی دولتها است اصل عدم مداخله که یکی از اصول بنیادین ملل متحد و از جمله حقوق و تکالیف بنیادین دولتها است، یکی از اصول اساسی جامعه بین‌المللی بوده که ریشه در اصل تساوی حاکمیت دولتها دارد این اصل، که مبنای آن را باید در حقوق بین‌الملل عرفی جستجو کرد، در برخی از
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 1,172
فرمت فایل docx
حجم فایل 155 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43
55,000 تومان

قیمت پایه: 55,000 + مالیات: 0 = جمع فاکتور 55,000 تومان

نام (اختیاری)
نام خانوادگی (اختیاری)
ایمیل (لازم)
موبایل (اختیاری)
>>

مداخله کشورهای خارجی در سوریه از دیدگاه حقوق بین الملل

فروشنده فایل

کد کاربری 52
کاربر

یکی از اصول حقوق بین‌الملل که در ادبیات سیاسی کاربرد زیادی دارد، اصل عدم مداخله در امور داخلی دولتها است. اصل عدم مداخله که یکی از اصول بنیادین ملل متحد و از جمله حقوق و تکالیف بنیادین دولتها است، یکی از اصول اساسی جامعه بین‌المللی بوده که ریشه در اصل تساوی حاکمیت دولتها دارد. این اصل، که مبنای آن را باید در حقوق بین‌الملل عرفی جستجو کرد، در برخی از اسناد بین‌المللی نیز انعکاس یافته است، از جمله در بند هفت ماده دو منشور ملل متحد عدم مداخله سازمان ملل متحد در امور داخلی دولتها پیش بینی شده و در اعلامیه‌های 2131 سال 1965 و 2625 سال 1970 مصوب مجمع عمومی سازمان ملل، عدم مداخله دولتها در امور داخلی دولتهای دیگر مقرر شده است. علاوه بر این، اصل عدم مداخله در ماده 15 منشور بوگوتا، ماده 8 پیمان ورشو، اصل ششم سند نهایی هلسینکی و ماده 27 کنوانسیون اروپایی راجع به حل مسالمت‌آمیز اختلافات قید شده است. بنابراین، اصل مذکور در سطوح جهانی و منطقه‌ای مورد تایید و تاکید دولتها و سازمانهای بین‌المللی است.

با وجود جایگاه اصل عدم مداخله در حقوق بین‌الملل، مشکل می‌توان تعریف واحدی از آن پیدا کرد. در واقع، عملکرد دولتها به این امر دامن زده و ارایه تعریف واحدی را دشوار کرده است. حقوق بین‌الملل عرفی اساساً متکی بر دو عنصر است که یکی اعتقاد حقوقی دولتها و دیگری رویه آنها است. عنصر اول، عنصر ذهنی و عنصر دوم، عنصر عینی قاعده حقوق بین‌الملل عرفی است. با آنکه نظریاتی درباره عرف آنی بیان شده‌اند، هر دو عنصر در قواعد عرفی وجود دارند، هر چند ممکن است در مواردی یکی کم‌رنگ‌تر از دیگری به نظر برسد. در خصوص اصل عدم مداخله، اعتقاد حقوقی دولتها پر رنگ بوده و درباره الزام‌آور بودن این اصل اتفاق نظر وجود دارد. ولی رویه دولتها در استناد به این اصل بسیار متشتت است، به نحوی که در تعیین محتوا و دامنه این اصل و در نتیجه، تعریف واحدی از آن نظرات متفاوتی ارایه شده است.

با این حال، باید بین گفتار و رفتار سیاسی دولتها و رویه آنها که بر اساس اعتقاد بر الزام حقوقی است تمایز قایل شد. آنچه در تعیین و تشخیص قاعده عرفی اهمیت دارد، وجه اخیر رویه دولتها است. بنابراین واقعیت، عموم حقوقدانان عقیده دارند که مداخله به معنای عملی است که دولت یا سازمانی نسبت به دولتی به عمل می‌آورد تا آن دولت در امور داخلی یا خارجی خود رفتار معینی را پیشه کند. این عمل ممکن است با زور همراه باشد. به همین جهت، باید ممنوعیت مداخله را با دقت بیشتری تفسیر کرد و بین مداخله‌ای که با موازین حقوق بین‌الملل مغایرت داشته و ممنوع است، و مداخله‌ای که برای الزام به ایفای تعهدات بین‌المللی هر دولت صورت می‌گیرد و با موازین حقوق بین‌الملل سازگار بوده و مجاز است، تمایز قایل شد.

امروزه مساله دخالت در امور کشورها تنها پیرامون نقض حقوق بشر صورت می گیرد و مواردی چون جنایت جنگی، جنایت بین المللی، نسل کشی و امثال آن را شامل می شود. بر اساس بند هفتم ماده دوم منشور سازمان ملل متحد تاکید می شود که هیچ امری به این سازمان اجازه دخالت در اموری را که در صلاحیت داخلی کشورهاست، نمی دهد اما امروز این تاکید بی رنگ شده است.

در این ارتباط تاحدودی صلاحیت قضایی احراز کرده و می تواند در قالب دادگاه های ویژه، دادگاه های مخلوط یا پیوندی یا نهایتا ارجاع به دادگاه کیفری بین المللی این امور را پیگیری کند.

به این ترتیب از زمان قرارداد وستفالی در 1648 تا به امروز تحولات بشری تغییراتی را سبب شده است. در واقع حقوق بین الملل ابعاد جدیدی پیدا کرده است. گاهی ممکن است برخی کشورها به طور یکجانبه ادعای حفاظت از جان انسان ها را کرده و وارد عمل شوند. این رویکرد خلاف حقوق بین الملل است اما تصمیماتی که شورای امنیت به صورت دسته جمعی اتخاذ می کند مربوط به جایگاهی است که امروزه حقوق بشر در صحنه روابط بین المللی احراز کرده است.

کنوانسیون های مختلفی چون میثاق حقوق مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، حقوق زنان و کودکان، کنوانسیون منع شکنجه، کنوانسیون منع تبعیضات نژادی، کنوانسیون منع کشتار جمعی، همگی تعهداتی است که کشورها بر طبق حقوق بین الملل عهده دار شده اند. بر این اساس کشورهایی که این تعهدات را نادیده گرفته یا نقض می کنند با واکنش جامعه بین المللی مواجه می شوند.

فایل های مرتبط ( 15 عدد انتخاب شده )

پشتیبانی از تمامی بانک ها-سیدو

بالا